بسم رب فاطمه (س)
باز سالی بگذشت و دردی تکرار شد
از کوچه ای باز صدای نـالـه بلند شد
بشکست دستی که جسارت ها کرد
سیلی به دردانه ی رسـول خـدا زد
باز علی دارد تنها می شود
بی پیمبر و زهـرا می شود
آه این روزهـا چه دردی دارد علی
همنشین بعد پیمبر بود زهرای علی
علی دست به هر جا که می کشد
به گوشش ناله ی فاطمه می رسد
چاه هم طاقت اشک علی ندارد
این چاه دگـر آبی بهمراه ندارد
آبروی او بود بعد پیمبر زهــرا
چه طعنه ها که نشنید علی اعلی


